ابرتازه » مذهبی » متن و جملات درباره پایان ماه رمضان + شعر خداحافظی ماه رمضان

متن و جملات درباره پایان ماه رمضان + شعر خداحافظی ماه رمضان

متن و جملات خداحافظی ماه رمضان / اس ام اس برای پایان ماه رمضان

عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام
بر شما همسفران سفر روزه سلام
روزه هاتان همه در پبش خداوند قبول
روزگار خوشتان مظهر توفیق مدام
.
.
یک ماه بهشت بر زمین حاکم شد
یک ماه ز عصیان دلمان نادم شد
یا رب نکند دوباره مهجور شویم
یک مژده بده که وصلمان دائم شد
.
.
به یاد ماهی که تا نبینمش دست از روزه گرفتن برنمیدارم …
بیا تکلیف منو روشن کن
.
.
رمضان گذشت از من چه کنم که بینوایم
دل من ز حبّ دنیا نگذشت ای خدایم
تبعات هر گناهم شده بود سدّ راهم
تو به من عطا نمودی که نباشد ادعایم
.
.
خبردار شدم از امشب ماه گرفتگى شروع میشه !
متاسفم که باید بگم اگر منو بگیرن حالا حالاها باید روزه بگیرى !
.
.
امشب اگه اس ام اس زدی جواب ندادم نگران نشو ، یه چند ساعتی نیستم …
نه که ماهم باید برم رویتم کنن !
.
.
قربان هلالت بروم ای مه شوال
آورده ام از فرط خوشی در دو سه تا بال
سی روز به امید وصالت سپری شد
خم شد کمرم در رمضان همچو یکی دال
انسان از این روی بُود شاد در این روز
چون باز شکم در جلو و اوست به دنبال !
.
.
به نظرت این بی عدالتی نیست که توی عید سعید فطر به کسانی که اسمشون سعید هستش ، هدیه نمیدن ؟
.
.
رمضان شد چو غریبان به سفر بار دگر
اینت فرخ شدن و اینت به هنگام سفر
.

.

خواستم از این تریبون اعلام کنم اونابی که میخوان ماه رو ببینن ، آدرس میدم بیان !
واقعا این تواضع همیشه کار دستم میده !
.
.

********************

*********************

*******************

افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یک باره چو اوراق خزان رفت

شد زیر وزبر چون صف مژگان، صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

با قامت چون تیر در این معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت

بر داشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آن ها که به صائب ز وداع رمضان رفت

******************

*******************

رفتی ای ماه خدا ماه جلی
ماه مهمانی حق ماه علی

مه عشق و مه شور و مه نور
مه دلدادگی و ماه سرور

مه عفو و مه غفران گناه
ماه دلبستگی دل به الاه

با نوایی همه لبریز دعا
داشتم در دل شب با تو صفا

همنوا با دل زارم بودی
چلچراغ شب تارم بودی

همه شب با دل پر از غم و آه
خجل از معصیت و بار گناه

می زدم توبه به هر شعله نفس
رو به درگاه تو می کردم و بس

اینکه سرمست ز صهبای توام
عاشق خلوت شب های توام

می روی ای مه پر قدر و بها
ای صفا بخش دل و دیده ما

اشک ما بدرقه راهت باد
نرود خاطره هایت از یاد

بشود گر ز من این عمر تمام
می خورم حسرتت ای ماه صیام

تا شوم بار دگر مهمانت
ز کرم ریزه خور احسانت
محمد مبشری

*******************

********************

 

پنج × 3 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است