ابرتازه » مذهبی » شعر و اشعار درباره شب قدر + متن نوحه و مداحی شب های قدر

شعر و اشعار درباره شب قدر + متن نوحه و مداحی شب های قدر

اشعار زیبا در مورد شب قدر / شعر شب قدر لطیفیان

شب قدر است امشب مست مستم‌ ای خدا با تو

شدم تا مست دانستم كه هستم ای خدا با تو

در این خلوت تو من یا من تو، انصاف از تو می‌خواهم

تو با من مست یا من مست هستم ای خدا با تو

مخواه از من كه هرگز راه عقل و عافیت پویم

كه من دیوانه از روز الستم ای خدا با تو

دویدم سال‌‌ها اما به دور افتادم از كویت

چو افتادم ز پا در خود نشستم ای خدا با تو

سر از خاك زمین تا برگرفتم عشق ورزیدم

ولی آزاد از هر بند و بستم ای خدا با تو

تو هر جا جلوه كردی من تو را دیدم پرستیدم

به هر صورت جمالی می‌پرستم ای خدا با تو

    محمد خلیل مذنب

*

*

*

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی

خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه

دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی

روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان

آه را تا ملکوتش برسانیم کمی

عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما

بر سر عهد وفادار بمانیم کمی

پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا

رمضان است به آتش بکشانیم کمی

نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان

بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی

بنشانیم نهالی به امید ثمری

چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی

و ارادت بنماییم و بگوییم ” الغوث “

ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی

                         “امیر علی مصدق “

*

*

*

 فعل مرا دیدی ولی چیزی نگفتی

بنده همان بنده ، خدا مثل همیشه

از ما توسل از تو لطف و دست گیری

آقا همان آقا ، گدا مثل همیشه

***

ممنون از اینکه دست ما را رو نکردی

مثل همیشه باز هم ستار بودی

چه خوب شد در معصیت مرگم نیامد

ممنون از اینکه باز با ما یار بودی

***

با این گناهانی که من انجام دادم

باور نمیکردم که دستم را بگیری

تو آن قدر لطف و کرامت پیشه ای که

روزی هزاران بار توبه میپذیری

***

جا مانده بودم تو مرا اینجا رساندی

من خواب بودم تو مرا بیدار کردی

وقتی سحر های مناجاتت نبودم

آن شب به جای من ، تو استغفار کردی

***

آن قدر خوبی ِ مرا گفتی به مردم

آنقدر که حتی خودم هم باورم شد

آه ای کرامت پیشه دیدی آخر کار

این مهربانی های تو دردسرم شد

***

هر چند از دست خودم دل گیرم اما

احساس دلتنگی در این شب ها نکردم

سوگند بر سجاده خانوم رقیه(س)

من مهربان تر از خودت پیدا نکردم

***

در را به روی ما گنه کاران نبندید

ما هم دلی داریم گرچه رو سیاهیم

گفتند اینجا بار عصیان میپذیرند

دیدیم بیش از عالمی غرق گناهیم

علی اکبر لطیفیان

*

*

*

امام علی علیه السلام

ای جان مصطفی،بر عالمین ولی

آوای فاطمه،جانم علی علی

در جنگِ با ستم،بی مثلی و یلی

آوای فاطمه،جانم علی علی

من مشتاق نجفم،ای نور ارض و سما

سرتا پا ایزدی و،هستی تو عبد خدا

مولا مولا یا علی…

نور شعاع عشق،هستی به هر محیط

غوغا نموده ای،در لیلة للمبیت

بذل و عطا و جود،لطف قلیل تو

عَمرِ بن عَبدُوَد،خار و ذلیل تو

آری از روز ازل،خلقت مدهوش تو بود

هر شب بار فقرا،بر روی دوش تو بود

مولا مولا یا علی…

از تیغ فتنه شد ای رهبر همه

مرثیه خوان تو گردیده فاطمه

رفتی به دیدنش اما چه دیدنی

مجروح کینه ی آن دشمنِ دَنی

ای جان و نور دل،پیغمبر فاطمه جان

از تو پهلو بِشِکست،از من سر فاطمه جان

مولا مولا یا علی…

زهرا بیا کنیم گریه به نور عین

مظلومِ کربلا،آن تشنه لب حسین

گردد عزیزمان،در قتلگه فدا

وَ رأس او شود،از پیکرش جدا

از این غم تا به ابد،هر دل بیچاره شود

از داغ دلبر خود،زینب آواره شود

مظلوم کرببلا…

دو × پنج =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است