ابرتازه » شعر » شعر شهادت امام موسی کاظم / متن نوحه شهادت امام موسی کاظم

شعر شهادت امام موسی کاظم / متن نوحه شهادت امام موسی کاظم

متن روضه شهادت امام موسی کاظم / اشعار شهادت امام موسی کاظم

حضرت امام کاظم علیه السلام

کشیده شعله در دلها ، عزای حضرت کاظم

بسوز ای دل بسوز ای دل ، برای حضرت کاظم

غریب آقا غریب آقا…

میان محبس هارون ، زغربت ناله ها میزد

به اشک و آه جانسوزش ، رضایش را صدا میزد

فضای تنگ و تاریکی ، انیس سوز و آهش شد

بمیرم من بمیرم من ، که زندان قتلگاهش شد

گرفته سندی شاهک ، ز مولای دو عالم جان

تمام پیکرش نیلی ، شد از شلاق زندانبان

شکنجه دیده و او با ، غمی دیرینه جان داده

به زندان با تنی مجروح ، به زهر کینه جان داده

شهید راه دین گشت و ، تنش تشعیع شد آنجا

بسوز ای دل بسو ای دل ، به یاد روز عاشورا

کفن آورده شد بهر ، ولیّ و حجت افلاک

ولیکن جدّ او مانده ، تنش عریان به روی خاک

*****************

*****************

حضرت امام کاظم علیه السلام

یا باب الحوائج ، ای جلوه ی داور

غریب کاظمین ، یا موسی بن جعفر

کنج زندان/جانت فدا گشته/محشر به پا گشته/کرببلا گشته

یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ، یا موسی بن جعفر…

امان ز بیداد و ظلم دشمن تو

جای غل و زنجیر مانده بر تن تو

در اسارت/رنج و بلا دیدی/بار غم کشیدی/اهانت شنیدی

یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ، یا موسی بن جعفر…

نشانه ها مانده بر روی پیکرت

از ظلم سندی شد، خون ، قلب مادرت

گفتی آقا/با دیده ی گریان/با ناله و افغان/کجایی رضا جان

یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ، یا موسی بن جعفر…

******************

*****************

حضرت امام کاظم علیه السلام

گل زهرا اسیردرد و بلا وای وای

کنج زندان غم شد کرببلا وای وای

مضطر گشت و نالان/خورشید خراسان

با ناله بگوییم/تسلیت رضا جان

یا موسی بن جعفر باب الحوائج…

بسکه در کنج زندان رنج و بلا کشیده

قامت عمرش از این بار بلا خمیده

از جانش شده سیر/از غصه شده پیر

همدش به غربت/گشته غل و زنجیر

یا موسی بن جعفر باب الحوائج…

عاقبت شیعیان بر وصال او رسیدند

پیکرش را به روی تخته ی در بدیدند

واویلا و فریاد/از این ظلم و بیداد

از زندان بغداد/یوسف گشته زاد

یا موسی بن جعفر باب الحوائج…

*****************

*****************

حضرت امام کاظم علیه السلام

دیده گریان موسی بن جعفر     حق ثنا خوان موسی بن جعفر

سر در خانه ی دل نوشته       جان به قربان موسی بن جعفر

ما سائلانت هستیم/دل بر ولایت بستیم/بر خاک تو بنشستیم

یا سیدی یا مظلوم…

لاله ی گلشن هل اتایی           تو به درد دو عالم دوایی

کنج زندان به دستان بسته       گره از کار خلقت گشایی

باب المراد مایی/آرامش دلهایی/تو یوسف زهرایی

یا سیدی یا مظلوم…

بسکه دشمن نموده جفایت         تا به گردون رسیده نوایت

بر تو خون گریه کرده دمادم     غل و زنجیر سندی به پایت

از ظلم او افسردی/چون لاله ای پژمردی/بس تازیانه خوردی

یا سیدی یا مظلوم…

گرچه تو سَروَر عالمینی        بر نبی روشنای دو عینی

گفته ای که تنت را گذارند          در ره زائران حسینی

با نوحه ی عاشورا/شد ذکر تو یا جدّا/با یاد کرببلا

یا سیدی یا مظلوم…

7 − سه =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است