ابرتازه » آموزشی » انشا تعطیلات عید نوروز را چگونه گذراندید + انشا به زبان انگلیسی

انشا تعطیلات عید نوروز را چگونه گذراندید + انشا به زبان انگلیسی

انشا در مورد عید نوروز به زبان انگلیسی / انشا درباره عید نوروز

Nowruz is the name of the Iranian New Year,also known as the Persian New Year, which is celebrated worldwide by the Iranian peoples, along with some other ethno-linguistic groups, as the beginning of the New Year.

It has been celebrated for over 3,000 years in Western Asia, Central Asia, the Caucasus, the Black Sea Basin and the Balkans.  It marks the first day of the first month (Farvardin) in the Iranian calendar.

Nowruz is the day of the vernal equinox, and marks the beginning of spring in the Northern Hemisphere. It usually occurs on March 21 or the previous/following day, depending on where it is observed. The moment the sun crosses the celestial equator and equalizes night and day is calculated exactly every year, and families gather together to observe the rituals.

Although having Iranian and religious Zoroastrian origins, Nowruz has been celebrated by people from diverse ethno-linguistic communities for thousands of years. It is a secular holiday for most celebrants that is enjoyed by people of several different faiths, but remains a holy day for Zoroastrians

 

*

*

*

به نام خداي دانا و توانا، قلم ناتوانم را در دست مي گيرم و انشائ خود را آغاز مي كنم. شما تعطيلات نوروز خود را چگونه گذرانديد؟

عيد امسال هم مثل پارسال رفتيم اصفهان ديدن مامان خيلي بزرگه. اونجا يه حياط خيلي بزرگ داشتن كه من همش توش مي دويدم و هي هي زمين مي خوردم ولي اصلا حاليم نبود چون اونجا از خونمون خيلي بزرگتر بود و دويدن حال ميداد. هر كدوم از اتاقاش اندازه نصف بيشتر از خونه ما بود واسه همين دويدن تو اتاق هاش هم حال ميداد. به مامان خيلي خوش گذشت چون همون شب اول سرما خورد و تمام چهارپنج روز مسافرت رو در حال تب و لرز بود و هي آمپول مي زد. به بابا بيشتر خوش گذشت چون هم بايد از من نگهداري مي كرد و هم از مامان. به من خيلي بد گذشت چون همش منو مي بردن عيدديدني يا تو حياط مي گردوندن تا مامان استراحت كنه! خلاصه تهران كه اومديم كلي حال و هوامون عوض شده بود، فقط نمي دونم چرا مامان و بابا زياد خوشحال نيستن

تهران كه برگشتيم براي اينكه روحيه مون عوض بشه مامان از فردا صبحش رفت سركار و من و بابا هم در منزل تو سر و كله هم مي زديم، نمي دونم چرا بابا هر چي به پايان تعطيلات نزديك ميشديم خوشحال تر مي شد، آخه معمولاً آدما دوست ندارن تعطيلات تموم بشه…

خلاصه بعضي وقتا اينجوريه ديگه!!

اين بود انشايي كه من نوشتم

*

*

*

عید نوروز

هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولا خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید می روند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است.
نزدیک سال تحویل همه لباسهای نو به تن میکنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین می نشینیم و پدر معمولا قرآن میخواند و همه سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند.
وقتی که سال تحویل میشود روبوسی میکنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید.
در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولا کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود.
در نوروز همه بوی تازگی میدهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.
ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده میشویم و تابستان خوبی خواهیم داشت.
ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای اینکه معمولا از بزرگ تر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر میبینیم.
بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.
در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم.
ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم.
وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم..

5 + 19 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است